صفحه ها
دسته
دانلود
وبلاگ دوستان
پیوندها
وبلاگ دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 422260
تعداد نوشته ها : 571
تعداد نظرات : 506
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

 

 


مجید زندی


خوب می دانیم که وضعیت کار و تولید محصولات صنعتی کشاورزی و حتی فعالیت های خدماتی در کشورها به عوامل مختلف از جمله فناوری سرمایه گذاری تحقیقات ارتباط صنعت دانشگاه و بازار مناسبات سیاسی اقتصادی بین المللی و به ویژه میزان رشد جمعیت نیروی جوان و در جستجوی کار و حتی رشد اقتصادی وابسته است .
البته این همه عوامل نیست همچنانکه اگر بگوییم سیاست های جاری و قوانین و سیاست های پولی و مالی سیاست های ارزی صادراتی و وارداتی سیاستهای گمرکی و... دهها مورد دیگر باز هم همه عوامل کار آفرینی در کشور را نگفته ایم چرا که کار به مجموعه ای از فکر و علم و فرهنگ و قوانین امروز و دیروز یک کشور باز می گردد که نمی توان به سادگی یک عامل را اصل تام و تمام برای تولید کار با مشکلات بیکاری برشمرد.
ولی آنچه این روزها می توان درباره آن گفت که فصل پائیز زمستان و رواج بیکاری فصلی سبب می شود که جمعیت بیشتری از افراد جامعه بیکار باشند اما پذیرش یک موضوع هم بسیار سخت و تلخ تر می شود که بشنویم و بخوانیم آمارهایی در کشور مطرح می شود که بیکاری را تا مرز تک رقمی شدن شمار بیکاران کشور کاهش می دهند!
پس این نکته حساسترین نکته ای است که در جامعه انبوهی از بیکاران و افراد جویای کار با آن مواجه می شوند. متاسفانه برخی از آنها به واسطه بیکاری و از سر ناچاری دست به هر جرم و جنایت و کارهای پست و حتی بزه های اخلاقی می زنند. اما در مقابل عده ای از مسئولان با چشم بستن بر واقعیت های جامعه آنچنان وضعیت را مطلوب معرفی می کنند که خود بیکاران هم به شک و تردید گرفتار می شوند که نکند واقعا کار دارند و خودشان از آن غافل هستند و اگر زندگی آنها و شرایط تلخ بیکاری آنها دروغ نیست پس این رسانه ها چیست که می گویند ! آیا واقعا من بیکارم ! یا واقعا کار خوب و با حقوق و درآمد کافی برخوردارم کارگران فراوانی که از ورشکستگی کارگاه یا کارخانه و شرکت محل فعالیت خود بیکار شده اند آنها هم گرفتار توهم شده اند. زیرا آمارهای رسمی نرخ دیگری را اعلام می کنند!
از طرف دیگر مسئولان و قانونگزاران مدعی هستند برای حمایت از کار و تولید بهترین قانون در اختیار ماست ولی مشخص نیست چرا این قانون حمایتی در حاشیه قرار دارد و آنچه در متن است مشکلاتی است که تولید کننده ها و کارگران قادر به فرار از آن نیستند. اما وقتی که تولید زمین می خورد همه از سر دلسوزی از واردات بیش از حد و اندازه طبیعی به ویژه از کشورهای همانند چین اعتراض می کنند. وقتی تولید در کشور نباشد کارگران بیکار باشند و در بازار هم نیاز و تقاضا وجود داشته باشد سود فعالیت ها در جیب واسطه های وارد کننده کالا قرار می گیرد و مردم هم چاره ای جز استفاده از کالاهای خارجی ندارند و این گردش بیمار بیکاری نبود تولید و تقاضای بازار مصرف و در نهایت واردات کالای مصرفی همواره در حرکت است که در درون خود حجم وسیعی از مشکلات اجتماعی اقتصادی سیاسی فرهنگی پدید می آید که هیچ دولت و کشوری هم نمی تواند در مقابل جان به لب رسیده لشکر بیکاران کاری از پیش ببرد.
مهندس ولی الله صالحی تولید کننده کفش ایرانی در زمینه علت بیکاری ضعف تولید و رواج واردات محصول چینی به کشور می گوید : ریشه های بیکاری را باید در رکود تولید در کشور جستجو کرد در حالیکه بر اساس اصل چهل و سوم قانون اساسی تامین استقلال اقتصادی ریشه کن کردن فقر و محرومیت و ریشه های اصلی هدف اقتصاد در جمهوری اسلامی است در حالیکه در بند دو این اصل به طور قطعی اعلام شده که تامین شرایط و امکانات کار برای همه به منظور رسیدن به اشتغال کامل و قرار دادن وسایل کار در اختیار همه حتی از راه اعطای وام به افراد کارآفرین یا در جستجوی کار تاکید شده است .
وی می افزاید : در چنین شرایطی که بحران بیکاری خطرناک ترین حربه بر ضد کشور و نظام به شمار می رود هرگونه تصمیم غلط یا سخن گفتن اشتباه که منجر به افزایش شمار بیکاران و ورشکستگی کارخانجات شود خیانتش کمتر از توطئه گران سیاسی و به اصطلاح برانداز نیست زیرا برانداز واقعی آن کسی است که به تولید و اقتصاد کشور ضربه می زند و این مشکلات در زمینه های سیاسی خود را نشان می دهد.
وی می افزاید : وقتی در قالب آمارها بیان می شود که 300 تا 400 واحد تولیدی صنعتی در کشور دچار بحران هستند چرااین مساله دولت و مجلس را نگران نمی کند که لایحه دو فوریتی ببرند تا مشکل نرخ ارز و مساله کارگری مطالبات سازمان تامین اجتماعی از کارخانه ها را حل کنند.
وی می افزاید : دولت بدهی های خود را به تامین اجتماعی پرداخت نمی کند و این سازمان هم فشار خود را به واحدهای تولیدی در حال مرگ افزایش می دهد در حالیکه هر یک از آنها بیش از 5 و 10 میلیارد تومان فقط به این سازمان بدهکار هستند .
وی پائین نگه داشتن نرخ ارز را زمینه مناسبی برای واردات کالا به کشور معرفی می کند و می افزاید : با این وضعیت تولید در کشور گران و واردات به صرفه و ارزان و صادرات غیر ممکن می شود آنگاه شما انتظار دارید بحران بیکاری هر روز در کشور ریشه دارتر نشود
مهندس صالحی ادامه می دهد : اتفاقا من عمده خیانت ها بر ضدجمهوری اسلامی را مسایل اقتصادی می بینم اما چون مسئولان سیاسی اشراف بر آن ندارند مشکلات را در این بخش نمی بینند و دوباره از همین مسیر ضربه خواهند خورد مگر اینکه به اقتصاد دانان دلسوز برای حل بحران اقتصادی فرصت بدهند و به مسئولان هم تکلیف شرعی کنند که هرگونه اظهار نظری که بر ضد اقتصاد کشور تمام شود خیانت و شرعا حرام باشد.
آقای پرویز احمدی فعال جامعه کارگری و رئیس شورای بازنشستگان هم در خصوص علت بیکاری کارگران می گوید : متاسفانه برخی از افرادی که از واردات حمایت می کنند مدعی هستند تولیدات ایرانی از کیفیت پائین تری برخوردار است در حالیکه پارچه ها و کفش های بی کیفیت خارجی صنایع کفش و پارچه ایرانی را به ورطه ورشکستگی کشانده و بسیاری از محصولات دیگر ایرانی که بسیار با کیفیت هستند واردات بی رویه سبب نابودی تولید آن و افزایش بیکاری نیروی کار در کشور شده است .
وی می افزاید : هیچ روزی نیست که 30 تا 40 درخواست کار به فعالان جامعه کارگری برای معرفی به واحدهای تولیدی و صنعتی نرسد اما اکنون حتی مهندسان و تحصیلکردگان دانشگاهی هم به دلیلی ورشکستگی کارخانجات از کار خود بیکار شده اند.
وی می گوید : وقتی از سوریه به ایران پارچه وارد می شود خودتان باید به این نتیجه برسید که واقعیت چیست در حالیکه صنعت تولید پارچه سوریه هیچگاه به پای صنعت ایرانی نمی رسد یا پارچه های ترکیه پاکستانی و کشورهای حاشیه خلیج فارس هم آزادانه روانه بازار ایران می شود و کارگران ایرانی را خانه نشین می سازد.
آقای احمدی ادامه می دهد : وقتی دولت یا وزارت صنایع به فردی برای تولید مجوز می دهد باید حمایت های لازم تعرفه ای و فناوری را هم برای او مهیا سازد. آن واحد تولیدی که برای دشمنان تولید نمی کند که مجبور شود با همه مشکلات یک تنه به مبارزه برخیزد و در نهایت هم شکست بخورد. موسسه استاندارد برای همین در کشور ایجاد شده که نه اجازه تولید صنعتی نامرغوب داخلی را بدهد و نه کالاهای نامرغوب خارجی وارد شود در حالیکه کالای خارجی غیر استاندارد در حد وسیعی روانه بازار داخلی می گردد.
این فعال کارگری می افزاید : همیشه و در همه دولت ها بحث اشتغال زایی یکی از دغدغه های اصلی بوده و هست در حالیکه بی توجهی به تولید و صادرات سبب افزایش شمار بیکاران شده است و این وضعیت در صنعت مادر کشور نظیر فولاد و خودروسازی هم وجود دارد و از اینکه دولت هم تا حدودی حمایت می کند به دلیل بیکار نشدن هزاران کارگر آن واحدها است در حالیکه واحدهای کوچک تولیدی و صنعتی مشتری محصولات آنها هستند و اگر دولت از واحدهای کوچک حمایت نکند به نوعی حمایتش از واحدهای بزرگ هم بی نتیجه خواهد شد.
وی در پاسخ به این سوال که عده ای از کارفرمایان قانون کار را مشکل رونق تولیدات می دانند می گوید : این مساله تنها یکی از مشکلات است در حالیکه با اصلاحاتی که انجام شده اکنون دست کارفرما کاملا باز است و اکنون قرار داد موقت کار مشکل کارگران است نه کار فرمایان و کارفرمایان با بستن قرارداد با کارگران کیفی فقط نیروهای فعال را به خدمت می گیرند و تنها مورد اختلاف درباره ماده 27 قانون کار است که کارفرمایان حتی نمی خواهند شورای اسلامی کار هم درباره اخراج کارگران اظهار نظر کند.
وی می افزاید : اکنون عده کارگران غیر متخصص قدیمی در قالب قانون بازنشستگی پیش از موعد بازنشسته شدند و اصلاح ماده 9 قانون نوسازی و بازسازی صنایع هم امتیازات ویژه ای به کارفرمایان داد تا کارگران را تعدیل کنند که اکنون مشکل دیگری تحت عنوان افزایش شمار بازنشستگان جویای حق بازنشستگی در کنار بیکاران و افراد جویای کار در جامعه پدید آمده است .
آقای احمدی می گوید : همه کشورها در قالب نظام تعرفه ای به حمایت از تولیدات خود می پردازند و در کشور ما این حداقل انتظار و کاری است که باعث رونق کار و تولید می شود.


وی مشکل دیگر را در سازمان تامین اجتماعی می داند و می گوید : وقتی سازمان تامین اجتماعی به صورت طبیعی به سراغ کارفرمایان نرود تا مطالبات خود را به صورت ریز دریافت کند و یا بخواهد آن را بعدا با سود مضاعف دریافت نماید واحدهای تولیدی به ورطه ورشکستگی می افتند. آنگاه با تجمع کارگران بیکار دولت مجددا به سازمان تامین اجتماعی تکلیف می کند که مطالبات واحدهای دچار بحران را نگیرد که اگر سازمان به موقع کارهای خود را انجام می داد کارها به این روز نمی رسید که طلب سازمان از واحدها با سود مضاعف نیز همراه شود.
وی می گوید : اکنون کارگران قرارداد موقت با حداقل حق بیمه ای به کار مشغول هستند که در آینده به زیان درآمدهای تامین اجتماعی هم تبدیل خواهد شد که به نظر می رسد برای رهایی از این مشکلات دولت باید به کمک واحدهای صنعتی برود نه اینکه همانند گذشته آنها را مدیریت کند بلکه مشکلات تولید را بر طرف سازد تا بتوان امیدوار بود که میزان ورشکستگی واحدهای تولیدی کاهش یافته و کارگران بیکار نشوند و یا به جذب کارگران جدید بپردازند.
وی می افزاید : یکی از عمده ترین مشکل واحدهای تولیدی انبار شدن بیش از حد ظرفیت محصول تولیدی در انبارها و نبود بازار است چرا که بازار کشور در اختیار تولید کنندگان خارجی قرار دارد و اگر تولید داخلی بخواهد با قیمت های پایین به بازار وارد شود کارخانجات ضرر خواهند دید و حتی قادر به پرداخت اقساط وام به بانک ها نخواهند بود.
آقای احمدی می افزاید : وظیفه دولت تولید نیست اما وظیفه هماهنگی شرط اساسی برای موفقیت هاست که بتواند با تنظیم سیاست های پولی و تعرفه ای مشکلات واحدهای تولیدی را کاهش دهد.
این فعال کارگری ادامه می دهد : دولت از طرفی از سرمایه گذاران می خواهد سرمایه های خود را به گردش کار و تولید درآورند ولی کسی که می خواهد تولید کند حفظ اصل سرمایه و سود متعارف رادر نظر دارد که متاسفانه شرایط برای این حرکت های مفید مهیا نیست و اکنون حفظ اصل سرمایه در بانک ها ایمن تر از به کارگیری آن در واحدهای تولیدی است که از سوی عوامل ملی مورد حمایت قرار نمی گیرند.
دکتر علی رضائیان استاد دانشگاه و رئیس انجمن علمی کارآفرینان هم زمینه های بیکاری در کشور را فراوان معرفی می کند اما می گوید : آنچه به صورت علمی و تخصصی می توان در حوزه رشته کاری خود بیان کنم این است که مدیریت های کلان اقتصادی باید در اختیار کارآفرینان باشد کسانی که با تجربه نشان داده اند دارای شم اقتصادی و بازرگانی قوی ای هستند. نیاز جامعه را به یک خدمت و به یک محصول تشخیص می دهند و با همکاری و همفکری با بخش های مختلف رونق تولید را شکل می دهند.
وی می گوید : کشور ما نیاز به تشکیلات یا اتاق فکر کارآفرینی دارد و چون کارآفرینی شکار فرصت هاست و هر کشوری زودترآن نیاز را تشخیص داد و مراحل تولید را فراهم کرد در تولید موفق تر است و تمام کشورهایی که توانسته اند از نظر اقتصادی توسعه پیدا کنند و بیکاری را حذف و تولید را رونق دهند از این در وارد شده اند نیاز جامعه و بازار وحتی بازارهای جهانی راتشخیص بدهند.
دکتر رضائیان ادامه می دهد : واردکننده تاجر کارآفرین نیست بلکه کارآفرین کسی است که می خواهد خلق کند و چنین افرادی که قدرت تولید دارند باید نزد دولت بسیار عزیز باشند.
رئیس انجمن علمی کارآفرینی ضعف علم مدیریت نزد مسئولان اجرایی را آفت دیگر تولید درکشور می داند و می گوید : اشکال کار در این است که برخی از افرادی که پست مدیریت اجرایی دارند از دانش مدیریت برخوردار نیستند یعنی جوهره اجرایی خود را باعلم هماهنگ نکردند در حالیکه در همه دنیا معمول است که برای مدیر یک دوره 2 ساله مدیریتی می گذارند تا او باعلم به مدیریت اجرایی بپردازد نه بر اساس آزمون و خطا که در کشور ما هنوز وضعیت مدیریت بر اساس آزمون و خطاست .
وی رونق کار و تولید را فعالیت و کاری بلند مدت ارزیابی می کند و می گوید : چنین کارهایی را نمی توان کوتاه مدت انجام داد و برای آن نتایج خوب بلند مدت انتظار داشت برای اینکه به فعالیت اقتصادی هر کشوری رونق داده شود باید 10 تا 20 سال همه حرکت ها براساس مدیریت راهبردی کلان و با برنامه ریزی مدون انجام شود تا عملکردها تداخل پیدا نکند و به ضد هم تبدیل نشود.
دکتر رضائیان می افزاید : آینده نگری و بر اساس برنامه هدفمند 20 ساله حرکت کردن فوایدی دارد که نتایج خوب را باید از آن جستجو کرد و اگر بر اساس علم حرکت نکنیم نباید انتظار داشته باشیم فاصله ما با کشورهای توسعه یافته کمتر شود. دنیا نمی ایستد تا ما به او برسیم ما باید شتاب خود را بیشتر کنیم .
وی مشکلات فرهنگی را نیز از جمله عوامل بحران کاری در کشور می داند و می افزاید : البته یک مشکل اساسی دیگر هم نفت است اما مشکل فرهنگی بسیار بدتر از نفت است تا حدی که داستانسرایی های ما که به خورد کودکان و نوجوانانمان می دهیم بر اساس پیدا کردن گنج است نه کار یعنی به فرزندان خود آموزش می دهیم که خوشبختی ها در پیدا کردن گنج یا ثروت بادآورده است نه کار!
رئیس انجمن کارفرمایان ایران می گوید : این فرهنگ که مردم به دنبال این باشند که باکمترین تلاش باید منافع سرشاری بدستشان برسد یک ضعف فرهنگی در میان ایرانیان است . ما باید فرهنگ گنج یابی را با فرهنگ کار جایگزین کنیم فرهنگ غلط ما به دنبال ثروت بادآورده است . میزان کار یک ژاپنی و چینی را با ایرانی مقایسه کنید. قابل قیاس نیست که بخشی از آن فاصله را حتی می توان در میان کارگران افغانی مشاهده کرد. افراد ژاپنی چینی و کره ای آموخته اند که باید از دسترنج خودشان نان بخورند درحالیکه ما همواره به دنبال گنج و چاههای جدید نفتی هستیم !
دکتر رضائیان می گوید : به هر حال نگاه ما باید به کار عوض شود ارزش های فرهنگی در زمینه کار روی تصمیم گیری سیاسی اجرایی و قانونگذاری اثر دارد. انسان گاهی افق زمانی را کوتاه می گیرد می بیند که یک کسی تلاش را هم انجام داده اما در زمان و حیات خودش هم به نتیجه نمی رسد. ولی این کار برای آیندگان مفید و موثر خواهد بود که نسل های پی در پی می توانند از فواید آن بهره برداری کنند. اما اگر ما فقط به یک مقطع کوتاه فکر کنیم کارها اثرگذار نخواهد بود.

اینکه بیکاری و اخراج کارگران از واحدهای تولیدی و شکست تولید کنندگان دغدغه اصلی کشور است شکی در آن نیست ولی برنامه ها برخلاف این مساله گواهی می دهند زیرا همانگونه که اشاره شد مجموعه ای از اقدامات می تواند سبب رونق کار و تولید شود که نمی توان با سخنرانی و شعار کار ایجاد کرد. کار را فکر و عملکرد حساب شده پدیده می آورد که باید برای این بخش فکر کرد تا کارخانجات فعال شوند در حالیکه حتی خصوصی سازی هم در کشور ما شکلی از مداخله غیرمستقیم دولت است که واحدهای تولیدی را در قالب اصلی 44 و سهام واگذار می کنند اما در باره شرکت های دولتی یا شبه دولتی آن را تحت تملک خود در می آورند که تغییری در کارها پدید نمی آورد زیرا مدیر دولتی با کسب درآمدهای میلیاردی در همین چرخه معیوب دوباره خود را حاکم می بیند و تحولی در ایده پردازی و حساسیت هایی که تولید واقعی دارد از خود نشان نمی دهد. پس با تغییر اسم تفاوتی میان حرکت های گذشته و آینده پدید نخواهد آمد. باید در جستجوی بسیاری از راهکارهایی برآمد که هر سخن در جای خود بیان شود و هر حرکتی درجای خود قرار داشته باشد تا بتوان امیدوار بود که رونق کار و تولید به واحدهای تولیدی و صنعتی کشور باز گردد.
درکشور انبوهی از بیکاران و افراد جویای کار هستند که متاسفانه برخی از آنها از ناچاری به کارهای پست و غیرتولیدی و حتی بزه های اخلاقی و فعالیت مجرمانه روی آورده اند و در مقابل عده ای از مسئولان آنچنان آمارهای فعالیت کار و تولید ارائه می کنند که خود بیکاران هم به شک و تردید می افتند که نکند آنها هم واقعا دارای کاری پردرآمد هستند ولی از آن غافل و بی خبرند!
رونق کار و تولید در هر کشوری به عوامل مختلفی نظیر سیاست های پولی و بانکی جذب سرمایه گذاری سیاست های ارزی صادراتی وارداتی و گمرکی تحقیقات باز اریابی و مناسبات سیاسی اقتصادی و بین المللی و حتی رشد جمعیت وابسته است که نمی توان با یک آمار همه آنها را یکجا حل کرد
مهندس ولی الله صالحی کارفرما : کسی که در زمینه های اقتصادی به کشور ضربه می زند و سبب ورشکستگی واحدهای تولیدی می گردد خائن واقعی است که متاسفانه در کشور ما به این مسایل کمتر توجه می شود
آقای پرویز احمدی فعال جامعه کارگری : در انبار ماندن تولیدات داخلی گرفتاری بزرگ واحدهای تولیدی با کیفیت ایرانی شده است زیرا بازار ایران در اختیار تولید کنندگان خارجی و محصولات فاقد کیفیت وارداتی قرار دارد
دکتر علی رضائیان استاد دانشگاه و رئیس انجمن علمی کارفرمایان ایران : کارآفرینی شکار فرصت هاست و هر کشوری که زودتر از بقیه نیازهای بازار را تشخیص داد و برای تولید محصول سرمایه گذاری مناسب را انجام داد موفق به کار و تولید خواهد شد که بقیه هیچگاه نمی تواند به او برسند
در ذهن بسیاری از مردم ایران به جای کارو تلاش خیالات پیدا کردن گنج پر شده است


X